تبلیغات
جزر و مد - ماجرای انفجار دفتر نخست وزیری
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 4 شهریور 1392


پشت پرده ی انفجار دفتر نخست وزیری

«واکاوی نقش تعدادی ازافرادجبهه ی اصلاحات در ترور شهیدان رجایی و باهنر»

فاجعه ای که در8شهریور سال60رخ داد از مصیبت بارترین حوادثی بود که تا به حال قلب انقلاب سی و چهار ساله ی ما را خراشیده است.ابعاد این جنایت مرموز هنگامی روی نفرت بیشتری می گیرد که عاملان آن را از نزدیکترین افراد به نظام می یابیم.

ورق بزنیم صفحات فیلم نامه ی خائنانه ای را که بازیگرانش همان ها بودند که قطار نوپای انقلاب بر روی ریلی که آنها می خواست حرکت نکرد،مشتاقانه(و البته جاهلانه) نام طلحه و زبیر زمان را برای خود برگزیدند.

مسعود کشمیری

او که پیش از پیروزی انقلاب قلاده به گردن مستر نیشام در شرکتی انگلیسی بود بعد از پیروزی انقلاب و فرار حقیرانه ی اربابش حلقه به گوش سازمان منافقین میشود.

وی منزل خود را انبار سلاح هایی می کند که در تجمیع با اندیشه های فاسد عده ای از فتنه گران دیروز و امروز، والاترین فرزندان انقلاب را به شهادت می رسانند.کشمیری با استفاده از فتنه گران تا حساس ترین پست های نظام نیز نفوذ میکند.در ارتش و نیروی هوایی از محاکمه ی عاملان کشتار17شهریور جلوگیری میکند،سرنخ های کودتای نوژه را از بین می برد و مقدار زیادی از اسناد سری نظام را به عنوان کاغذ باطله از ارتش خارج میکند.وی اینک باید خدمت دیگری به دل سوزان نظام(!!!)انجام دهد و آن از میان برداشتن رئیس جمهوری عدالت خواه است.جریان تجدید نظر خواه برای نیل به این هدف،کشمیری را از نردبان بهزاد نبوی بالا میبرد،نردبانی که مقصدش دبیری شورای عالی امنیت ملی است.او در بعد از ظهر 8شهریور در جلسه ی شورای عالی امنیت با استفاده از بمب چند تن از نجیب ترین فرزندان روح الله را به لقاالله می فرستد.خود نیز در اثنای جلسه از ساختمان نخست وزیری بیرون میرود.

بازیگر نقش دوم:بهزاد نبوی

نبوی نقش خود را در سه مرحله ایفا می کند.اولین نقش نبوی که در آن دوران وزیر صنایع بود آنجا کلید می خورد که بعد از فعالیت های منافقانه ی کشمیری در ارتش با معرفی و حمایت همه جانبه  از او،وی را بر مسند دبیری شورای عالی امنیت ملی می نشاند.نقش دوم نبوی بعد از انفجار ایفا می شود آنجا که برای ایجاد فضایی آرام برای خروج کشمیری پروژه ی شهید سازی از او را کلید می زند. به گفته ی احمد سالک:«پس از انفجار خودم را سریع به آنجا رساندم...در میان گردو غبار نبوی را دیدم... یقه اش را گرفتم و گفتم بالاخره کار خود را کردی؟ او داشت فریاد می زد که کشمیری کشته شد.» ساعت 8 صبح روز بعد اطلاعیه ی شهادت کشمیری توسط محسن سازگارا از رادیو پخش می شود در روز تشییع نایلونی که از خاکستر پرشده بود(در حالی که پیکر شهید رجایی و باهنر تقریبا سالم بود)و روز قبل توسط محسن سازگارا(معاون سیاسی-اجتماعی نبوی)و علی اکبر تهرانی جمع شده بود بدون جواز دفن و نظریه ی پزشکی قانونی به خاک سپرده شد.

سومین نقش منحوس نبوی بعد از محرز شدن ماهیت دروغین جنازه توسط نماینده ی سپاه و مجلس شورای اسلامی ایفا شد. هنگامی که با تشکیل کارگروهی ویژه شامل حجاریان، خسرو تهرانی، سازگارا و مصطفی قنادها بدون مجوز قانونی و مرموزانه منزل کشمیری را از هرگونه سرنخی پاک سازی کردند.

بعد از کش و قوسی فراوان درنهایت سرنوشت پرونده به دست موسوی خوئینی ها(یکی دیگر از همفکرانشان)می افتد که به تازگی ریاست دادستان کل را در اختیارگرفته است. در آن هنگام علی رغم فشار های مکرر مبنی بر کشاندن بهزاد نبوی و سعید حجاریان بر روی میز محاکمه به اتهام رابطه ی نزدیک با کشمیری وشکست پروژه ی شهید سازی آنها ، خوئینی ها در مقابل این درخواست ها مقاومت می کند و می گوید:«خود، شخصا از آن ها تحقیق می کنم.»و سرانجام در بهار65 همزمان با نامه ی 61نفر از نمایندگان مجلس و مسئولین دیگر(افرادی از جمله محمد خاتمی،عبدالکریم سروش،تاج زاده ،عطاالله مهاجرانی و...)به حضرت امام که به بی گناهی متهمین شهادت داده بودند این پرونده ی خونین به دستور خوئینی ها مختومه اعلام می شود درحالی که نظر امام(ره)با توجه به شرایط دوران جنگ در این مورد چنین بود:«این پرونده فعلا مسکوت بماند.»

اما چند سؤال:

 

-به کدامین علت هر آنکه در تلاش برای جریان یافتن دوباره ی این پرونده برآمده است(همچون شهید ربانی، شهید قدوسی و شهید لاجوردی) ترور شده است؟

-به چه علت تقی محمدی یکی از مظنونین پرونده(که برای استفاده از مصونیت سیاسی و جلوگیری از محاکمه وی، از سوی رهبران ترور به عنوان کاردار ایران در افغانستان انتخاب شده بود) در روز بعد از احضار توسط شهید لاجوردی، اورا به صورت حلق آویز در سلول می بینند؟

-چرا خوئینی ها به هیچ قیمتی حاظر نیست نبوی و حجاریان به روی میز محاکمه بیایند؟

-چه  سبب شده است که نبوی، سازگارا، حجاریان، خوئینی ها،محمد خاتمی،عبدالکریم سروش،تاج زاده ،عطاالله مهاجرانی و... امروز در زیر یک چتر قرار بگیرند؟

-چرا هاشمی رفسنجانی از وارد کردن اتهام به نبوی شدیدأ انتقاد  و از آن به عنوان ترور دوم یاد می کرد ؟در حالی که ارتباط نزدیک او با مسعود کشمیری برای همگان آشکار شده بود. با تطابق این گفتار او با این سخن«زندانیان فتنه 88 را آزاد کنید!»که بعد از دستگیر شدن نبوی گفته شد به چه حقیقتی می رسیم.




ارسال توسط زهرا ارامی
آرشیو مطالب
دوستان
نوای عشق
طراح قالب
پایگاه اینترنتی مقتدر مظلوم